อ่าน Daftar 6 ในการกล่าวถึงว่านรกจะกล่าวว่า “สะพานซีรอฏอยู่เหนือฉัน โอ้ ผู้ศรัทธา จงข้ามสะพานซีรอฏไปให้เร็วที่สุด จงรีบเร่งเพื่อที่ความยิ่งใหญ่ของแสงสว่างของท่านจะไม่ดับไฟของพวกเรา” ยกเว้น “โอ้ ผู้ศรัทธา แสงสว่างของท่านได้ดับไฟของฉันแล้ว” โคลงคู่ 4615

M6:4615 — من شدم عریان ز تن او از خیال / می‌خرامم در نهایات الوصال

من شدم عریان ز تن او از خیالمی‌خرامم در نهایات الوصال
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:4615

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

شرح

جلسهٔ 19 — [01:27:00] اصرار جان بر سخن بی‌پرده

گفت که حالا که من به معشوق رسیدم، چند جا مولانا این این حرف رو داره. خیلی جالبه. در دفتر ششم وقتی که در باب اون شاهزاده‌ها صحبت می‌کنه، می‌گوید که:

گفت لبسش گر ز شعر و ششتر است


جلسهٔ 33 — [00:31:00] عریانی از تن و عریانی از خیال در مثنوی

یه جایی که این نکته رو واضح‌تر می‌شه دید، در همون دفتر ششم است در پایان داستان شاهزادگان که اونجا مولانا بحثی رو که مطرح می‌کنه، بعد می‌گوید که:

یه نوع وصالی رو اونجا تعریف می‌کنه و توضیح می‌ده که این وصال منوط و متوقف است به دو عریانی، دو برهنگی. یکی برهنگی از تن، یکی برهنگی از خیال.


جلسهٔ 33 — [00:31:00] عریانی از تن و عریانی از خیال در مثنوی

از ملاصدرا به این طرف البته خیال تجرد هم پیدا کرد. اما عالم خیال منفصل یا همون عالم حورقلیا، این خب در این سخن مولوی تجلی داره. می‌گه من از بدنم عریان شدم، او از خیال هم عریان شد. یعنی مثل اینکه دو جامه بر ما پوشیده شده است یا دو عالم وجود دارند. یکی از عالم طبیعت و ماده است که باید عبور کنیم و ارتفاع بگیریم، بالا بریم. بعد هم از عالم خیال باید ارتفاع بگیریم. وقتی که ارتفاع گرفتیم، اون وقت به وصال می‌رسیم. یعنی گویی که همه حجاب‌ها دریده شده است.

بعد خودش که می‌فهمه که خب داره سخنان بدیعی می‌گه، می‌گه:

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก