อ่าน Daftar 6 การโต้แย้งระหว่างนกกับนายพรานในเรื่องการบำเพ็ญพรต และในความหมายของการบำเพ็ญพรตที่มุสตาฟา (ขอความสันติสุขจงมีแด่ท่าน) ห้ามประชาชาติของท่านว่า 'ไม่มีการบำเพ็ญพรตในศาสนาอิสลาม' โคลงคู่ 531

M6:531 — ور ضرورت هست هم پرهیز به / ور خوری باری ضمان آن بده

ور ضرورت هست هم پرهیز بهور خوری باری ضمان آن بده
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:531

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و اگر ضرورتی هم هست، پرهیز کردن بهتر است؛ و اگر (به ناچار) می‌خوری، حداقل ضمانت بازپرداخت آن را بده. معنا: حتی در شرایط ناگزیر و اضطرار، خویشتن‌داری و پرهیز اخلاقی برتر است، وگرنه فرد باید برای کاری که می‌کند، ضامن باشد و در آینده جبران کند.

شرح

این بیت، از آن ابیات کلیدی مثنوی است که در ماجرای پرنده‌ای که برای خوردن گندم (که مال یتیم است) به صیاد حیله‌های شرعی می‌آموزد، خود را نشان می‌دهد. صیاد اینجا نقشی چون ضمیر اخلاقی یا فقیهی روشن‌بین دارد که به پرنده درس می‌دهد. این پرنده، نماد انسان‌هایی است که به بهانهٔ «ضرورت»، حلال‌سازیِ حرام می‌کنند و با تأویل و توجیه، خود را از زیر بار مسئولیت بیرون می‌کشند.

نکتهٔ اساسی اینجاست که مولانا از زبان صیاد می‌گوید: «ور ضرورت هست هم پرهیز به». یعنی حتی اگر اضطراری حقیقی هم در کار باشد – و نه صرفاً توهم اضطرار یا میل نفسانی – باز هم راه بهتر و اخلاقی‌تر، پرهیز و خویشتن‌داری است. این همان مقامی است که عارفی چون مولانا بر آن تأکید دارد: فراتر رفتن از حداقل‌های شریعت و دست یازیدن به مرتبهٔ اعلی از تقوا و مراقبت نفس. این صرفاً یک توصیهٔ فقهی نیست، بلکه یک دستورالعمل عرفانی و اخلاقی است که انسان را به جانب «احسان» و «ورع» فرامی‌خواند.

اما اگر نفس بر این پرهیز غلبه کند و فرد مجبور به استفاده از این «ضرورت» شود، آنگاه قید دیگری می‌آید: «ور خوری باری ضمان آن بده». یعنی خوردن مال یتیم (یا هر کار محظور دیگر) در زمان اضطرار، هرگز رفع مسئولیت مطلق نمی‌کند. این عمل یک دین بر گردن فرد می‌گذارد؛ یک تعهد برای جبران در آینده، هنگامی که زمان اضطرار سپری شد. این ضمانت، نشان از آن دارد که حتی احکام اضطرار نیز در یک نظام اخلاقی وسیع‌تر قرار می‌گیرند و هرگز مجوز دائمی برای تخطی نیستند. متأسفانه ما در طول تاریخ و حتی در روزگار خویش، بسیار دیده‌ایم که چگونه انسان‌ها با اسامی و حیله‌های شرعی، آنچه را که نفسشان می‌خواهد، «حلال» می‌کنند و این همان رویکردی است که مولانا با این داستان به چالش می‌کشد. دهخدا در طنزهای خود، و حافظ در اشاره‌هایش به فقیهان مال‌اوقاف‌خوار، از همین مرض اجتماعی شکایت کرده‌اند. مولانا اما این را نه از باب شکایت از فقیهان، بلکه از باب یک آسیب‌شناسی عمیقِ روانی و اخلاقی مطرح می‌کند. پرنده در نهایت تسلیم هوس می‌شود و خود را در دام گرفتار می‌سازد، که خود حکایت از عاقبت نادیده گرفتن این نصایح دارد. این بیت دعوتی است به بصیرت‌افزایی، تا بدانیم که هیچ اضطراری، ما را از رعایت اخلاق و مسئولیت مبرا نمی‌کند.

نکات کلیدی

  • حتی در اوج ضرورت، پرهیز از محرمات بالاترین مرتبهٔ اخلاقی است.
  • ضرورت هرگز به معنای رفع مطلق مسئولیت نیست و فرد باید جبران و ضمانت کند.
  • مثنوی حیله‌های شرعی را که انسان برای توجیه امیال نفسانی به کار می‌برد، نکوهش می‌کند.
  • خویشتن‌داری و ورع، فراتر از حداقل‌های شریعت، مسیر عرفانی است.
  • تسلیم شدن به هوس، حتی با توجیه ضرورت، عواقب دام‌گونه دارد و به گرفتاری می‌انجامد.

Sources: d6-s12 · 29:29 d6-s12 · 32:00 d6-s12 · 35:25

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก