อ่าน Daftar 6 คำขอร้องของเจ้าชายเติร์กผู้มึนเมาต่อคนดนตรีในยามเช้า และการตีความหะดีษนี้ว่า 'แท้จริง อัลลอฮ์ผู้ทรงสูงส่งทรงเตรียมเครื่องดื่มสำหรับผู้ที่รักพระองค์ เมื่อพวกเขาดื่ม พวกเขาก็เมา และเมื่อพวกเขาเมา พวกเขาก็ชื่นบาน' จนกระทั่งจบหะดีษ ไวน์ในถังแห่งความลับนั้นหมักดอง เพื่อให้ทุกคนที่บริสุทธิ์ได้ดื่มจากมัน อัลลอฮ์ (ผู้ทรงสูงส่ง) ตรัสว่า 'แท้จริง ผู้มีคุณธรรมจะดื่ม' ไวน์ที่คุณดื่มนั้นเป็นสิ่งต้องห้าม เราไม่ดื่มไวน์ยกเว้นสิ่งที่ถูกต้องตามหลักศาสนา 'จงพยายามที่จะกลายเป็นจากไม่มีสู่มี และจงมึนเมาด้วยไวน์ของพระเจ้า' โคลงคู่ 647

M6:647 — هر دو گر یک نام دارد در سخن / لیک شتان این حسن تا آن حسن

هر دو گر یک نام دارد در سخنلیک شتان این حسن تا آن حسن
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:647

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگرچه در گفتار، هر دو پدیده یک نام دارند، اما چه تفاوتی است میان این حسن (خوب) و آن حسن (خوب دیگر).معنا: این بیت هشدار می‌دهد که صرفِ هم‌نام بودن یا ظاهر یکسان داشتن، به معنای ارزش یا حقیقت یکسان نیست؛ تفاوت باطنی میان دو چیز می‌تواند از زمین تا آسمان باشد.

شرح

مولانا در این بیت به یکی از مهم‌ترین چالش‌های فهم در جهان و در حوزهٔ معنا، یعنی «اشتراک لفظ» و فریبندگی ظاهر اشاره می‌کند. این بیت در ادامهٔ سخن از دو نوع مستی و دو نوع مطرب آمده است: یکی مطرب جسم و دیگری مطرب جان؛ یکی شرابِ تن می‌فروشد و دیگری شرابِ حق. مولانا با قاطعیت می‌گوید که گرچه هر دو را «مطرب» یا «مستی» می‌نامیم، اما نباید فریب شباهت لفظی را خورد.

من قبلاً هم به این نکته اشاره کرده‌ام که حافظ می‌گوید: «من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت»، یعنی مستی‌ها انواع گوناگون دارند. اما آنچه اینجا محل تأکید مولاناست، آن است که حتی در میان مستی‌های معنوی نیز فرق هست: یکی از ساقی مست می‌شود و دیگری از جام. این‌ها دو مسیرند که هر دو ممکن است به وصال منتهی شوند، اما کیفیت سیر و طرب‌انگیزی‌شان متفاوت است.

برای توضیح «لیک شتان این حسن تا آن حسن»، مولانا خودش در مثنوی یک داستان تمثیلی آورده است: می‌گوید کسی آوازهٔ وزیری به نام «حسن» را شنیده بود که به شاعران پاداش‌های کلان می‌داد. این شخص قصیده‌ای سرود و رفت و عطایای فراوان گرفت. سال‌ها بعد که دوباره نیاز مالی پیدا کرد، باز قصیده‌ای ساخت و به امید همان کرم، سراغ وزیر رفت. غافل از اینکه آن وزیرِ کریم مرده بود و وزیری دیگر، با همان نام «حسن»، اما بسیار بخیل، جای او را گرفته بود. وقتی مرد شاعر منتظر پاداش ماند، به او گفتند: «زین حسن تا آن حسن صد گز رسن.» مولانا با یادآوری این داستان، می‌گوید: «هر دو گر یک نام دارد در سخن / لیک شتان این حسن تا آن حسن». نام یکی‌ست، اما حقیقت کاملاً متفاوت.

این درسی بنیادین است. «اشتباهی هست لفظی در بیان / لیک خود کو آسمان تا ریسمان.» «اشتباه» از ریشهٔ «شباهت» می‌آید؛ وقتی ما چیزی را با چیز دیگر اشتباه می‌گیریم، اغلب به دلیل شباهت ظاهری آن‌هاست. این شباهت لفظی، به تعبیر مولانا، همیشه «راهزن» است. در فلسفهٔ قدیم و حتی در مناظرات امروز، بسیاری از سوءتفاهم‌ها و مغالطه‌ها از همین اشتراک لفظ ناشی می‌شود. کلماتی چون «سکولار» در روزگار ما چندین معنا دارند و اگر این معانی تفکیک نشوند، گفتگوها به جایی نمی‌رسند.

این بحث به مفهوم عمیق‌تر «جان» و «جسم» می‌رسد. مولانا می‌گوید: «جسم‌ها چون کوزه‌های بسته‌سر / تا که در هر کوزه چه بود آن نگر.» جسم آدمیان به مثابهٔ لفظ است و روحشان به مثابهٔ معنا. ما نباید به ظاهر اکتفا کنیم. «دیدهٔ تن دائماً تن‌بین بود / دیدهٔ جان، جان پرفن‌بین بود.» آنکه بصیرتِ جان‌بین دارد، فراتر از ظاهر می‌رود و حقیقتِ درون را می‌بیند. مولانا حتی مثنوی خود را از این قاعده مستثنا نمی‌داند و می‌گوید: «پس ز نقش لفظ‌های مثنوی / صورتی زال است و هادی معنوی.» یعنی مثنوی نیز برای کسانی که به ظاهرش چسبیده‌اند و توانِ نفوذ به باطن را ندارند، ممکن است گمراه‌کننده باشد، اما برای اهل معنا، هدایت‌گر است؛ همان‌گونه که قرآن برای برخی هدایت است و برای برخی دیگر ضلالت. «فهم تو چون بادهٔ شیطان بود / کی تو را وهم می رحمان بود.» این یک دعوت است به فراتر رفتن از ظواهر و گشودن چشمِ دل برای دیدن تفاوت‌های ژرف پشت شباهت‌های سطحی.

نکات کلیدی

  • نام‌ها و ظاهرها می‌توانند فریبنده باشند؛ حقیقت در باطن پنهان است.
  • اشتراک لفظ (هم‌نامی) یکی از بزرگ‌ترین 'راهزنان' فهم در راه معنویت است.
  • مستی معنوی و مطرب روحانی با مستی جسمانی و مطرب ظاهری، با وجود تشابه اسمی، تفاوت ماهوی دارند.
  • برای درک حقیقت، باید از 'دیدهٔ تن' که تنها ظاهر را می‌بیند، به 'دیدهٔ جان' رسید که به عمق معنا نفوذ می‌کند.
  • حتی کلام معنوی مانند مثنوی یا قرآن، برای کسانی که سطحی‌نگرند، می‌تواند 'مضل' (گمراه‌کننده) باشد، اما برای اهل دل 'هادی' است.

Sources: d6-s15 · 00:23:32 d6-s15 · 00:27:24 d6-s15 · 00:37:07

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก