ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1030 เบท 3 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۰۳۰

  1. نوری که نیارم گفت در پای تو می‌افتد معنیش که درویشا در ما بنگر خوشتر

G1030:3

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر·بالله که چنین منگر بالله که چنان منگر
  2. 2 هر چند که زهر از تو کانیست شکرها را·زان رو که چنین نوری زان رنگ چنان انور
  3. 3 نوری که نیارم گفت در پای تو می‌افتد·معنیش که درویشا در ما بنگر خوشتر
  4. 4 در من که توم بنگر خودبین شو و همچین شو·ای نور ز سر تا پا از پای مگو وز سر
  5. 5 چون در بصر خلقی گویی تو پر از زرقی·ای آنک تو هم غرقی در خون دل من تر
  6. 6 ار زانک گهر داری دریای دو چشمم بین·ور سنگ محک داری اندر رخ من بین زر
  7. 7 آن شیر خدایی را شمس الحق تبریزی·صیدی که نه روبه شد او را به سگی مشمر

ganjoor: sh1030 · public domain