ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1085› เบท 8 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۰۸۵
- همه عمر خوار باشد، چو برِ دو یار باشد هله، تا تو رو نیاری، سویِ پشتدار دیگر
G1085:8
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 همه صیدها بکردی، هله، میر بار دیگر·سگ خویش را رها کن، که کند شکار دیگر
- 2 همه غوطهها بخوردی، همه کارها بکردی·منشین ز پای یک دم، که بمانْد کار دیگر
- 3 همه نقدها شمردی، به وکیل در سپردی·بِشِنو از این مُحاسب، عدد و شمار دیگر
- 4 تو بسی سمنبران را، به کنار درگرفتی·نفسی کنار بگشا، بنگر کنار دیگر
- 5 خُنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش·بِنَماند هیچَش اِلّا، هوس قمار دیگر
- 6 تو به مرگ و زندگانی، هله، تا جز او ندانی·نه چو روسپی که هر شب، کِشد او به یار دیگر
- 7 نظرش به سوی هر کس، به مثال چشم نرگس·بُوَدش ز هر حریفی، طرب و خمار دیگر
- 8 همه عمر خوار باشد، چو برِ دو یار باشد·هله، تا تو رو نیاری، سویِ پشتدار دیگر
- 9 که اگر بتان چنیناند، ز شه تو خوشهچینند·نَبُدهست مرغ جان را، به جز او مطار دیگر
ganjoor: sh1085 · public domain