ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1123 เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۱۲۳

  1. بنده آن پرده‌ام گوش گران کرده‌ام تا که به گوشم دهان آرد آن پرده دار

G1123:7

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار·با رخ چون آفتاب سایه نماید نگار
  2. 2 آید خورشیدوار ذره شود بی‌قرار·کان رخ همچون بهار از پس پرده مدار
  3. 3 خیز که این روز ماست روز دلفروز ماست·از جهت سوز ماست عشق چنین پرشرار
  4. 4 خیز که رستیم ما بند شکستیم ما·خیز که مستیم ما تا به ابد بی‌خمار
  5. 5 خیز که جان آمدست جان و جهان آمده است·دست زنان آمدست ای دل دستی برآر
  6. 6 آب حیات آمدست روز نجات آمدست·قند و نبات آمدست ای صنم قندبار
  7. 7 بنده آن پرده‌ام گوش گران کرده‌ام·تا که به گوشم دهان آرد آن پرده دار
  8. 8 مکر مرا چون بدید مکر دگر او پزید·آمد و گوشم گزید گفت هلا ای عیار
  9. 9 بی‌ادبی هم نکوست کان سبب جنگ اوست·سر نکشم من ز دوست بهر چنین کار و بار
  10. 10 جنگ تو است این حیات زانک ندارد ثبات·جنگ تو خوش چون نبات صلح تو خود زینهار

ganjoor: sh1123 · public domain