ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1139 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · G1139 · 12 บทกลอน

غزل شمارهٔ ۱۱۳۹

เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.

  1. G1139:1 مجوی شادی چون در غمست میل نگارکه در دو پنجه شیری تو ای عزیز شکار
  2. G1139:2 اگر چه دلبر ریزد گلابه بر سر توقبول کن تو مر آن را به جای مشک تتار
  3. G1139:3 درون تو چو یکی دشمنیست پنهانیبجز جفا نبود هیچ دفع آن سگسار
  4. G1139:4 کسی که بر نمدی چوب زد نه بر نمدستولی غرض همه تا آن برون شود ز غبار
  5. G1139:5 غبارهاست درون تو از حجاب منیهمی‌برون نشود آن غبار از یک بار
  6. G1139:6 به هر جفا و به هر زخم اندک اندک آنرود ز چهره دل گه به خواب و گه بیدار
  7. G1139:7 اگر به خواب گریزی به خواب دربینیجفای یار و سقط‌های آن نکوکردار
  8. G1139:8 تراش چوب نه بهر هلاکت چوبستبرای مصلحتی راست در دل نجار
  9. G1139:9 از این سبب همه شر طریق حق خیرستکه عاقبت بنماید صفاش آخر کار
  10. G1139:10 نگر به پوست که دباغ در پلیدی‌هاهمی‌بمالد آن را هزار بار هزار
  11. G1139:11 که تا برون رود از پوست علت پنهاناگر چه پوست نداند ز اندک و بسیار
  12. G1139:12 تو شمس مفخر تبریز چاره‌ها داریشتاب کن که تو را قدرتیست در اسرار

ganjoor: sh1139 · public domain