ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1139› เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۱۳۹
- به هر جفا و به هر زخم اندک اندک آن رود ز چهره دل گه به خواب و گه بیدار
G1139:6
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 مجوی شادی چون در غمست میل نگار·که در دو پنجه شیری تو ای عزیز شکار
- 2 اگر چه دلبر ریزد گلابه بر سر تو·قبول کن تو مر آن را به جای مشک تتار
- 3 درون تو چو یکی دشمنیست پنهانی·بجز جفا نبود هیچ دفع آن سگسار
- 4 کسی که بر نمدی چوب زد نه بر نمدست·ولی غرض همه تا آن برون شود ز غبار
- 5 غبارهاست درون تو از حجاب منی·همیبرون نشود آن غبار از یک بار
- 6 به هر جفا و به هر زخم اندک اندک آن·رود ز چهره دل گه به خواب و گه بیدار
- 7 اگر به خواب گریزی به خواب دربینی·جفای یار و سقطهای آن نکوکردار
- 8 تراش چوب نه بهر هلاکت چوبست·برای مصلحتی راست در دل نجار
- 9 از این سبب همه شر طریق حق خیرست·که عاقبت بنماید صفاش آخر کار
- 10 نگر به پوست که دباغ در پلیدیها·همیبمالد آن را هزار بار هزار
- 11 که تا برون رود از پوست علت پنهان·اگر چه پوست نداند ز اندک و بسیار
- 12 تو شمس مفخر تبریز چارهها داری·شتاب کن که تو را قدرتیست در اسرار
ganjoor: sh1139 · public domain