ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1185› เบท 2 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۱۸۵
- چنان چیزی که در خاطر نیابد چنانستم چنانستم من امروز
G1185:2
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 چنان مستم چنان مستم من امروز·که از چنبر برون جستم من امروز
- 2 چنان چیزی که در خاطر نیابد·چنانستم چنانستم من امروز
- 3 به جان با آسمان عشق رفتم·به صورت گر در این پستم من امروز
- 4 گرفتم گوش عقل و گفتم ای عقل·برون رو کز تو وارستم من امروز
- 5 بشوی ای عقل دست خویش از من·که در مجنون بپیوستم من امروز
- 6 به دستم داد آن یوسف ترنجی·که هر دو دست خود خستم من امروز
- 7 چنانم کرد آن ابریق پر می·که چندین خنب بشکستم من امروز
- 8 نمیدانم کجایم لیک فرخ·مقامی کاندر او هستم من امروز
- 9 بیامد بر درم اقبال نازان·ز مستی در بر او بستم من امروز
- 10 چو واگشت او پی او میدویدم·دمی از پای ننشستم من امروز
- 11 چو نحن اقربم معلوم آمد·دگر خود را بنپرستم من امروز
- 12 مبند آن زلف شمس الدین تبریز·که چون ماهی در این شستم من امروز
ganjoor: sh1185 · public domain