ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1203 เบท 10 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۲۰۳

  1. به پیش سلطنت توبه‌ام چو مسخره ایست که عشق را نبود صبر اعتبارآمیز

G1203:10

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز·برو برو گل سرخی ولیک خارآمیز
  2. 2 مقام داشت به جنت صفی حق آدم·جدا فتاد ز جنت که بود مارآمیز
  3. 3 میان چرخ و زمین بس هوای پرنورست·ولیک تیره شود چون شود غبارآمیز
  4. 4 چو دوست با عدو تو نشست از او بگریز·که احتراق دهد آب گرم نارآمیز
  5. 5 برون کشم ز خمیر تو خویش را چون موی·که ذوق خمر تو را دیده‌ام خمارآمیز
  6. 6 ولیک موی کشان آردم بر تو غمت·که اژدهاست غمت با دم شرارآمیز
  7. 7 هزار بار گریزم چو تیر و بازآیم·بدان کمان و بدان غمزه شکارآمیز
  8. 8 به گردنامه سحرم به خانه بازآرد·خیال یار به اکراه اختیارآمیز
  9. 9 غم تو بر سفرم زیر زیر می‌خندد·که واقفست از این عشق زینهارآمیز
  10. 10 به پیش سلطنت توبه‌ام چو مسخره ایست·که عشق را نبود صبر اعتبارآمیز
  11. 11 سخن مگوی چو گویی ز صبر و توبه مگوی·حدیث توبه مجنون بود فشارآمیز

ganjoor: sh1203 · public domain