ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1207 เบท 5 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۲۰۷

  1. من غلام آن خروسم کو چنین پندی دهد خاک پای او به آید از سر واسلیوس

G1207:5

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 نیم‌شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروس·خیز شب را زنده دار و روز روشن نستکوس
  2. 2 پرها بر هم زند یعنی دریغا خواجه‌ام·روزگار نازنین را می‌دهد بر آنموس
  3. 3 در خروش است آن خروس و تو همی در خواب خوش·نام او را طیر خوانی نام خود را آنترپوس
  4. 4 آن خروسی که تو را دعوت کند سوی خدا·او به صورت مرغ باشد در حقیقت انگلوس
  5. 5 من غلام آن خروسم کو چنین پندی دهد·خاک پای او به آید از سر واسلیوس
  6. 6 گَرد کفش خاک پای مصطفی را سرمه ساز·تا نباشی روز حشر از جملهٔ کالویروس
  7. 7 رو شریعت را گزین و امر حق را پاس دار·گر عرب باشی و گر ترک و وگر سراکنوس

ganjoor: sh1207 · public domain