ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1217› เบท 7 ← ก่อนหน้า
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۲۱۷
- ای دم تو دام خمش بیگنهان را بمکش ای رخ تو باده هش مست کند تا ابدش
G1217:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش·گر بستیزد برود عشق تو برهم زندش
- 2 از دل و جان برکندش لولی و منبل کندش·سیل درآید چو گیا هر طرفی میبردش
- 3 اوست یقین رهزن تو خون تو در گردن تو·دور شو از خیر و شرش دور شو از نیک و بدش
- 4 باده خوری مست شوی بیدل و بیدست شوی·بیست سلامت بودش درکشدش خوش خوردش
- 5 پای در این جوی نهی تا به قیامت نرهی·هر که در این موج فتد تا لب دریا کشدش
- 6 گول شود هول شود وز همه معزول شود·دست نگیرد هنرش سود ندارد خردش
- 7 ای دم تو دام خمش بیگنهان را بمکش·ای رخ تو باده هش مست کند تا ابدش
ganjoor: sh1217 · public domain