ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1225› เบท 10 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۲۲۵
- از او چونست این دل چون کز او غرقست ره ره خون وز او غوغاست در گردون و ناله جان ز هیهایش
G1225:10
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش·همه مهرست و دلداری همه عیش است و آسایش
- 2 هر آنچ از فقر کار آید به باغ جان به بار آید·به ما از شهریار آید و باقی جمله آرایش
- 3 همه دیدست در راهش همه صدرست درگاهش·وگر تن هست در کاهش ببین جان را تو افزایش
- 4 ببین تو لطف پاکی را امیر سهمناکی را·که او یک مشت خاکی را کند در لامکان جایش
- 5 بسی کوران و ره شینان از او گشتند ره بینان·بسی جانهای غمگینان چو طوطی شد شکرخایش
- 6 بسی زخمست بیدشنه ز پنج و چار وز شش نه·ز عشق آتش تشنه که جز خون نیست سقایش
- 7 زهی شیرین که میسوزم چو از شمعش برافروزم·زهی شادی امروزم ز دولتهای فردایش
- 8 چرا من خاکی و پستم ازیرا عاشق و مستم·چرا من جمله جانستم ز عشق جسم فرسایش
- 9 به پیش عاشقان صف صف برآورده به حاجب کف·ز زخم اوست دل چون دف دهان از ناله سرنایش
- 10 از او چونست این دل چون کز او غرقست ره ره خون·وز او غوغاست در گردون و ناله جان ز هیهایش
- 11 دلا تا چند پرهیزی بگو تو شمس تبریزی·بنه سر تو ز سرتیزی برای فخر بر پایش
ganjoor: sh1225 · public domain