ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1245› เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۲۴۵
- جان سرگردان که گم شد در بیابان فراق از بیابانها سوی دارالامان آوردمش
G1245:4
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش·و آنک میکرد او کرانه در میان آوردمش
- 2 آنک عشوه کار او بد عشوهای بنمودمش·و آنک از من سر کشیدی کشکشان آوردمش
- 3 آنک هر صبحی تقاضا میکند جان را ز من·از تقاضا بر تقاضا من به جان آوردمش
- 4 جان سرگردان که گم شد در بیابان فراق·از بیابانها سوی دارالامان آوردمش
- 5 گفت جان من مینیایم تا بننمایی نشان·کو نشان کو مهر سلطان من نشان آوردمش
- 6 مهربانی کردن این باشد که بستم دست دزد·دست بسته پیش میر مهربان آوردمش
- 7 چونک یک گوشه ردای مصطفی آمد به دست·آنک بد در قعر دوزخ در جنان آوردمش
ganjoor: sh1245 · public domain