ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1247› เบท 3 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۲۴۷
- ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش
G1247:3
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش·خون انگوری نخورده باده شان هم خون خویش
- 2 هر کسی اندر جهان مجنون لیلیّی شدند·عارفان لیلیِّ خویش و دم به دم مجنون خویش
- 3 ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این·بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش
- 4 گر تو فرعون منی از مصر تن بیرون کنی·در درون حالی ببینی موسی و هارون خویش
- 5 لنگری از گنج مادون بستهای بر پای جان·تا فروتر میروی هر روز با قارون خویش
- 6 یونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشق·گفتمش چونی جوابم داد بر قانون خویش
- 7 گفت بودم اندر این دریا غذای ماهیی·پس چو حرف نون خمیدم تا شدم ذاالنون خویش
- 8 زین سپس ما را مگو چونی و از چون درگذر·چون ز چونی دم زند آن کس که شد بیچون خویش؟
- 9 باده غمگینان خورند و ما ز می خوش دلتریم·رو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش
- 10 خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال·هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش
- 11 باده گلگونهست بر رخسار بیماران غم·ما خوش از رنگ خودیم و چهره گلگون خویش
- 12 من نیم موقوف نفخ صور همچون مردگان·هر زمانم عشق جانی میدهد ز افسون خویش
- 13 در بهشت استبرق سبزست و خلخال و حریر·عشق نقدم میدهد از اطلس و اکسون خویش
- 14 دی منجم گفت دیدم طالعی داری تو سعد·گفتمش آری ولیک از ماه روزافزون خویش
- 15 مه که باشد با مه ما کز جمال و طالعش·نحس اکبر سعد اکبر گشت بر گردون خویش
ganjoor: sh1247 · public domain