ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1266 เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۲۶۶

  1. بی‌حرص کوب پایی از کوری حسد را زیرا حسد نگوید از حرص ترجمانش

G1266:7

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 روحیست بی‌نشان و ما غرقه در نشانش·روحیست بی‌مکان و سر تا قدم مکانش
  2. 2 خواهی که تا بیابی یک لحظه‌ای مجویش·خواهی که تا بدانی یک لحظه‌ای مدانش
  3. 3 چون در نهانْش جویی دوری ز آشکارش·چون آشکار جویی محجوبی از نهانش
  4. 4 چون ز آشکار و پنهان بیرون شدی به برهان·پاها دراز کن خوش‌، می‌خسب در امانش
  5. 5 چون تو ز ره بمانی جانی روانه گردد·وانگه چه رحمت آید از جان و از روانش
  6. 6 ای حبس کرده جان را تا کی کشی عنان را‌؟·درتاز درجهانش اما نه در جهانش
  7. 7 بی‌حرص کوب پایی از کوری حسد را·زیرا حسد نگوید از حرص ترجمانش
  8. 8 آخر ز بهر دو نان تا کی دوی چو دونان‌؟·و آخر ز بهر سه نان تا کی خوری سنانش‌؟

ganjoor: sh1266 · public domain