ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1273› เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۲۷۳
- برکن از کار تو دست به یک بار تو خشک لبم دار تو هیچ تری گو مباش
G1273:4
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش·حسن تو از حد گذشت شیوه گری گو مباش
- 2 هست درست دلم مهر تو ای حاصلم·جان زرینم بس است مهر زری گو مباش
- 3 عشق کدام آتش است کو همه را دلکش است·چاکری او خوش است ملک و سری گو مباش
- 4 برکن از کار تو دست به یک بار تو·خشک لبم دار تو هیچ تری گو مباش
- 5 جان من از جان عشق شد همگی کان عشق·همره مردان عشق ماده نری گو مباش
- 6 سایه تو پیش و پس جان مرا دسترس·سایه آن نخل بس باروری گو مباش
- 7 جان صفا شمس دین از تبریزی چو چین·از تو مرا غیر این پرده دری گو مباش
ganjoor: sh1273 · public domain