ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1284 เบท 2 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۲۸۴

  1. ز مرگ خویش شنیدم پیام عیش ابد زهی خدا که کند مرگ را پیمبر عیش

G1284:2

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش·دمی چو جان مجرد رویم در بر عیش
  2. 2 ز مرگ خویش شنیدم پیام عیش ابد·زهی خدا که کند مرگ را پیمبر عیش
  3. 3 به نام عیش بریدند ناف هستی ما·به روز عید بزادیم ما ز مادر عیش
  4. 4 بپرس عیش چه باشد برون شدن زین عیش·که عیش صورت چون حلقه ایست بر در عیش
  5. 5 درون پرده ز ارواح عیش صورت‌هاست·ز عکس ایشان این پرده شد مصور عیش
  6. 6 وجود چون زر خود را به عیش ده نه به غم·که خاک بر سر آن زر که نیست درخور عیش
  7. 7 بگویمت که چرا چرخ می‌زند گردون·کیش به چرخ درآورد تاب اختر عیش
  8. 8 بگویمت که چرا بحر موج در موجست·کیش به رقص درآورد نور گوهر عیش
  9. 9 بگویمت که چرا خاک حور و ولدان زاد·که داد بوی بهشتش نسیم عنبر عیش
  10. 10 بگویمت که چرا باد حرف حرف شدست·که تا ورق ورق آیی سبک ز دفتر عیش
  11. 11 بگویمت که چرا شب تتق فروآویخت·که گرد کست و عروسی بگیرد جا در عیش
  12. 12 بگفتمی سر پنج و چهار و هفت ولیک·به یک دو لعب فرومانده‌ام به شش در عیش

ganjoor: sh1284 · public domain