ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1327 เบท 10 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۳۲۷

  1. چو ما رویم ره دل هزار فرسنگست چو خطوتین دل آمد کجا بود فرسنگ

G1327:10

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ·خراب گنج تو دارد چرا شود دلتنگ
  2. 2 جهان شکست و تو یار شکستگان باشی·کجاست مست تو را از چنین خرابی ننگ
  3. 3 فلک ز مستی امر تو روز و شب در چرخ·زمین ز شادی گنج تو خیره مانده و دنگ
  4. 4 وظیفه تو رسید و نیافت راه ز در·زهی کرم که ز روزن بکردیش آونگ
  5. 5 شنیده‌ایم که شاهان به جنگ بستانند·ندیده‌ایم که شاهان عطا دهند به جنگ
  6. 6 ز سنگ چشمه روان کرده‌ای و می‌گویی·بیا عطا بستان ای دل فسرده چو سنگ
  7. 7 کنار و بوسه رومی رخانت می‌باید·ز رویِ آینهٔ دلْ به عشق بزدا زنگ
  8. 8 تعلقیست عجب زنگ را بدین رومی·تعلقیست نهانی میان موش و پلنگ
  9. 9 دهان ببند که تا دل دهانه بگشاید·فروخورد دو جهان را به یک زمان چو نهنگ
  10. 10 چو ما رویم ره دل هزار فرسنگست·چو خطوتین دل آمد کجا بود فرسنگ
  11. 11 اگر نه مفخر تبریز شمس دین جویاست·چرا شود غم عشقش موکل و سرهنگ

ganjoor: sh1327 · public domain