ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1349 เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۳۴۹

  1. تا که کبود است صبح روز بود در گمان چونک بشد نیم روز نیست دگر قیل و قال

G1349:7

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 تا نزند آفتاب خیمه نور جلال·حلقه مرغان روز کی بزند پر و بال
  2. 2 از نظر آفتاب گشت زمین لاله زار·خانه نشستن کنون هست وبال وبال
  3. 3 تیغ کشید آفتاب خون شفق را بریخت·خون هزاران شفق طلعت او را حلال
  4. 4 چشم گشا عاشقا بر فلک جان ببین·صورت او چون قمر قامت من چون هلال
  5. 5 عرضه کند هر دمی ساغر جام بقا·شیشه شده من ز لطف ساغر او مال مال
  6. 6 چشم پر از خواب بود گفتم شاها شبست·گفت که با روی من شب بود اینک محال
  7. 7 تا که کبود است صبح روز بود در گمان·چونک بشد نیم روز نیست دگر قیل و قال
  8. 8 تیز نظر کن تو نیز در رخ خورشید جان·وز نظر من نگر تا تو ببینی جمال
  9. 9 در لمع قرص او صورت شه شمس دین·زینت تبریز کوست سعد مبارک به فال

ganjoor: sh1349 · public domain