ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1373 เบท 3 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۳۷۳

  1. خواهم که بدهم گنج زر تا آن گواه دل بود گرچه گواهی می‌دهد رخسارهٔ همچون زرم

G1373:3

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم·تا بخت و رخت و تخت خود بر عرش و کرسی بر برم
  2. 2 بر گردن و بر دست من بربند آن زنجیر را·افسون مخوان ز افسون تو هر روز دیوانه ترم
  3. 3 خواهم که بدهم گنج زر تا آن گواه دل بود·گرچه گواهی می‌دهد رخسارهٔ همچون زرم
  4. 4 ور تو گواهان مرا رد می کنی ای پرجفا·ای قاضی شیرین قضا باری فروخوان محضرم
  5. 5 بی‌لطف و دلداری تو یا رب چه می لرزد دلم·در شوق خاک پای تو یا رب چه می گردد سرم
  6. 6 پیشم نشین پیشم نشان ای جان جان جان جان·پر کن دلم گر کشتیم بیخم ببر گر لنگرم
  7. 7 گه در طواف آتشم گه در شکاف آتشم·باد آهن دل سرخ رو از دمگه آهنگرم
  8. 8 هر روز نو جامی دهد تسکین و آرامی دهد·هر روز پیغامی دهد این عشق چون پیغامبرم
  9. 9 در سایه‌ات تا آمدم چون آفتابم بر فلک·تا عشق را بنده شدم خاقان و سلطان سنجرم
  10. 10 ای عشق آخر چند من وصف تو گویم بی‌دهن·گه بلبلم گه گلبنم گه خضرم و گه اخضرم

ganjoor: sh1373 · public domain