ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1379› เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۳۷۹
- خندان درآ تلخی بکش شاباش ای تلخی خوش گلها دهم گرچه که من اول همه خار آمدم
G1379:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم·در چشم مست من نگر کز کوی خمار آمدم
- 2 سرمایه مستی منم هم دایه هستی منم·بالا منم پستی منم چون چرخ دوار آمدم
- 3 آنم کز آغاز آمدم با روح دمساز آمدم·برگشتم و بازآمدم بر نقطه پرگار آمدم
- 4 گفتم بیا شاد آمدی دادم بده داد آمدی·گفتا بدید و داد من کز بهر این کار آمدم
- 5 هم من مه و مهتاب تو هم گلشن و هم آب تو·چندین ره از اشتاب تو بیکفش و دستار آمدم
- 6 فرخنده نامی ای پسر گرچه که خامی ای پسر·تلخی مکن زیرا که من از لطف بسیار آمدم
- 7 خندان درآ تلخی بکش شاباش ای تلخی خوش·گلها دهم گرچه که من اول همه خار آمدم
- 8 گل سر برون کرد از درج کالصبر مفتاح الفرج·هر شاخ گوید لاحرج کز صبر دربار آمدم
ganjoor: sh1379 · public domain