ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1380› เบท 5 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۳۸۰
- آن جوز بیمغزی بود کو پوست بگزیده بود او ذوق کی دیده بود از لوزی پیغامبرم
G1380:5
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم·چندانک سیلی می زنی آن می نیفتد از سرم
- 2 شاه کله دوز ابد بر فرق من از فرق خود·شب پوش عشق خود نهد پاینده باشد لاجرم
- 3 ور سر نماند با کله من سر شوم جمله چو مه·زیرا که بیحقه و صدف رخشانتر آید گوهرم
- 4 اینک سر و گرز گران می زن برای امتحان·ور بشکند این استخوان از عقل و جان مغزینترم
- 5 آن جوز بیمغزی بود کو پوست بگزیده بود·او ذوق کی دیده بود از لوزی پیغامبرم
- 6 لوزینه پرجوز او پرشکر و پرلوز او·شیرین کند حلق و لبم نوری نهد در منظرم
- 7 چون مغز یابی ای پسر از پوست برداری نظر·در کوی عیسی آمدی دیگر نگویی کو خرم
- 8 ای جان من تا کی گله یک خر تو کم گیر از گله·در زفتی فارس نگر نی بارگیر لاغرم
- 9 زفتی عاشق را بدان از زفتی معشوق او·زیرا که کبر عاشقان خیزد ز الله اکبرم
- 10 ای دردهای آه گو اه اه مگو الله گو·از چه مگو از جان گو ای یوسف جان پرورم
ganjoor: sh1380 · public domain