ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1383› เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۳۸۳
- گویم سخن را بازگو مردی کرم ز آغاز گو هین بیملولی شرح کن من سخت کند و کودنم
G1383:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم·هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
- 2 هر جا خیال شه بود باغ و تماشاگه بود·در هر مقامی که روم بر عشرتی بر می تنم
- 3 درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دری·آن ماه رو از لامکان سر درکند در روزنم
- 4 گوید سلام علیک هی آوردمت صد نقل و می·من شاهم و شاهنشهم پرده سپاهان می زنم
- 5 من آفتاب انورم خوش پردهها را بردرم·من نوبهارم آمدم تا خارها را برکنم
- 6 هر کس که خواهد روز و شب عیش و تماشا و طرب·من قندها را لذتم بادامها را روغنم
- 7 گویم سخن را بازگو مردی کرم ز آغاز گو·هین بیملولی شرح کن من سخت کند و کودنم
- 8 گوید که آن گوش گران بهتر ز هوش دیگران·صد فضل دارد این بر آن کان جا هوا این جا منم
- 9 رو رو که صاحب دولتی جان حیات و عشرتی·رضوان و حور و جنتی زیرا گرفتی دامنم
- 10 هم کوه و هم عنقا توی هم عروه الوثقی توی·هم آب و هم سقا توی هم باغ و سرو و سوسنم
- 11 افلاک پیشت سر نهد املاک پیشت پر نهد·دل گویدت مومم تو را با دیگران چون آهنم
ganjoor: sh1383 · public domain