ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1428 เบท 9 ← ก่อนหน้า

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۴۲۸

  1. یکی سوزی است سازنده عتاب شمس تبریزی رهم از عالم ناری چو با این سوز درسازم

G1428:9

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم·کبوتر همچو من دیدی که من در جستن بازم
  2. 2 به هر هنگام هر مرغی به هر پری همی‌پرد·مگر من سنگ پولادم که در پرواز آغازم
  3. 3 دهان مگشای بی‌هنگام و می ترس از زبان من·زبانت گر بود زرین زبان درکش که من گازم
  4. 4 به دنبل دنبه می گوید مرا نیشی است در باطن·تو را بشکافم ای دنبل گر از آغاز بنوازم
  5. 5 بمالم بر تو من خود را به نرمی تا شوی ایمن·به ناگاهانت بشکافم که تا دانی چه فن سازم
  6. 6 دهان مگشای این ساعت ازیرا دنبل خامی·چو وقت آید شوی پخته به کار تو بپردازم
  7. 7 کدامین شوخ برد از ما که دیده شوخ کردستی·چه خوانی دیده پیهی را که پس فرداش بگدازم
  8. 8 کمان نطق من بستان که تیر قهر می پرد·که از مستی مبادا تیر سوی خویش اندازم
  9. 9 یکی سوزی است سازنده عتاب شمس تبریزی·رهم از عالم ناری چو با این سوز درسازم

ganjoor: sh1428 · public domain