ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1470 เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۴۷۰

  1. گفتا که تو را جستم در خانه نبودی تو یا رب که چنین بهتان می گوید در رویم

G1470:4

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 جانم به فدا بادا آن را که نمی‌گویم·آن روز سیه بادا کو را بنمی‌جویم
  2. 2 یک باره شوم رسوا در شهر اگر فردا·من بر در دل باشم او آید در کویم
  3. 3 گفتم صنم مه رو گه گاه مرا می‌جو·کز درد به خون دل رخساره همی‌شویم
  4. 4 گفتا که تو را جستم در خانه نبودی تو·یا رب که چنین بهتان می گوید در رویم
  5. 5 یک روز غزل گویان والله سپارم جان·زیرا که چو مو شد جان از بس که همی‌مویم

ganjoor: sh1470 · public domain