ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1520› เบท 5 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۵۲۰
- مگر من خانهی ماهم چو گردون ؟ که چون گردون ز عشقش بیسکونم
G1520:5
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 مرا پرسی که چونی؟ بین که چونم·خرابم بیخودم مستِ جنونم
- 2 مرا از کاف و نون آورد در دام·از آن هیبت دوتا چون کاف و نونم
- 3 پریزاده مرا دیوانه کردهست·مسلمانان که میداند فسونم ؟
- 4 پری را چهرهای چون ارغوان است·بنالم کارغوان را ارغنونم
- 5 مگر من خانهی ماهم چو گردون ؟·که چون گردون ز عشقش بیسکونم
- 6 غلط گفتم مزاجِ عشق دارم·ز دوران و سکونتها برونم
- 7 درونِ خرقهی صدرنگِ قالب·خیالِ بادشکلِ آبگونم
- 8 چه جای باد و آب است ای برادر ؟·که همچون عقلِ کلی ذوفنونم
- 9 ولیک آنگه که جزو آید به کلش·بخیزد تلِ مُشک از موجِ خونم
- 10 چه داند جزو راه کلّ ِ خود را ؟·مگر هم کل فرستد رهنمونم
- 11 بکِش ای عشقِ کلی جزوِ خود را·که این جا در کشاکشها زبونم
- 12 ز هجرت میکشم بارِ جهانی·که گویی من جهانی را سُتونم
- 13 به صورت کمترم از نیم ِذره·ز روی عشق از عالم فزونم
- 14 یکی قطره که هم قطرهست و دریا·من این اشکالها را آزمونم
- 15 نمیگویم من این، این گفتِ عشق است·در این نکته من از لایعلمونم
- 16 که این قصه هزاران سالِگان است·چه دانم من که من طفل از کنونم ؟
- 17 ولی طفلم طفیلِ آن قدیم است·که میدارد قرانش در قرونم
- 18 سخن مقلوب میگویم که کردهست·جهانِ بازگونه بازِگونم
- 19 سخن آنگه شنو از من که بِجْهَد·از این گردابها جانِ حَرونم
- 20 حدیث آب و گِل جمله شُجون است·چه یک رنگی کنم؟ چون در شُجونم
- 21 غلط گفتم که یک رنگم چو خورشید·ولی در ابرِ این دنیایِ دونم
- 22 خمش کن خاکِ آدم را مشوران·که این جا چون پری من در کمونم
ganjoor: sh1520 · public domain