ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1570 เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۵۷۰

  1. هر نقش که بی‌وی است مرده‌ست از بهر تو جانور گرفتیم

G1570:7

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 آن عشرت نو که برگرفتیم·پا دار که ما ز سر گرفتیم
  2. 2 آن دلبر خوب باخبر را·مست و خوش و بی‌خبر گرفتیم
  3. 3 هر لحظه ز حسن یوسف خود·صد مصر پر از شکر گرفتیم
  4. 4 در خانه حسن بود ماهی·رفتیمش و بام و در گرفتیم
  5. 5 آن آب حیات سرمدی را·چون آب در این جگر گرفتیم
  6. 6 چون گوشه تاج او بدیدیم·مستانه‌اش از کمر گرفتیم
  7. 7 هر نقش که بی‌وی است مرده‌ست·از بهر تو جانور گرفتیم
  8. 8 هر جانوری که آن ندارد·او را علف سقر گرفتیم
  9. 9 هر کس گهری گرفت از کان·از کان همه سیمبر گرفتیم
  10. 10 از تابش نور آفتابی·چون ماه جمال و فر گرفتیم
  11. 11 شمس تبریز چون سفر کرد·چون ماه از آن سفر گرفتیم

ganjoor: sh1570 · public domain