ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1594› เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۵۹۴
- کوه طور از بادهاش بیخود شد و بدمست شد ما چه کوه آهنیم آخر چه سنگ خارهایم
G1594:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 ایها العشاق آتش گشته چون استارهایم·لاجرم رقصان همه شب گرد آن مه پارهایم
- 2 تا بود خورشید حاضر هست استاره ستیر·بیرخ خورشید ما می دانک ما آوارهایم
- 3 الصلا ای عاشقانهان الصلا این کاریان·باده کاری است این جا زانک ما این کارهایم
- 4 هر سحر پیغام آن پیغامبر خوبان رسد·کالصلا بیچارگان ما عاشقان را چارهایم
- 5 نعره لبیک لبیک از همه برخاسته·مصحف معنی توی ما هر یکی سی پارهایم
- 6 خونبهای کشتگان چون غمزه خونی اوست·در میان خون خود چون طفلک خون خوارهایم
- 7 کوه طور از بادهاش بیخود شد و بدمست شد·ما چه کوه آهنیم آخر چه سنگ خارهایم
- 8 یک جو از سرش نگوییم ار همه جو جو شویم·گرد خرمنگاه چرخ ار چه که ما سیارهایم
- 9 همچو مریم حامله نور خدایی گشتهایم·گر چو عیسی بسته این جسم چون گهوارهایم
- 10 از درون باره این عقل خود ما را مجو·زانک در صحرای عشقش ما برون بارهایم
- 11 عشق دیوانهست و ما دیوانه دیوانهایم·نفس امارهست و ما اماره امارهایم
- 12 مفخر تبریز شمس الدین تو بازآ زین سفر·بهر حق یک بارگی ما عاشق یک بارهایم
ganjoor: sh1594 · public domain