ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1598› เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۵۹۸
- آن سر زلفش که بازی می کند از باد عشق میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم
G1598:4
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم·دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم
- 2 گر ز داغ هجر او دردی است در دلهای ما·ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم
- 3 چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش·پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم
- 4 آن سر زلفش که بازی می کند از باد عشق·میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم
- 5 او به آزار دل ما هر چه خواهد آن کند·ما به فرمان دل او هر چه گوید آن کنیم
- 6 این کنیم و صد چنین و منتش بر جان ماست·جان و دل خدمت دهیم و خدمت سلطان کنیم
- 7 آفتاب رحمتش در خاک ما درتافتهست·ذرههای خاک خود را پیش او رقصان کنیم
- 8 ذرههای تیره را در نور او روشن کنیم·چشمهای خیره را در روی او تابان کنیم
- 9 چوب خشک جسم ما را کو به مانند عصاست·در کف موسی عشقش معجز ثعبان کنیم
- 10 گر عجبهای جهان حیران شود در ما رواست·کاین چنین فرعون را ما موسی عمران کنیم
- 11 نیمهای گفتیم و باقی نیم کاران بو برند·یا برای روز پنهان نیمه را پنهان کنیم
ganjoor: sh1598 · public domain