ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1624› เบท 12 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۶۲۴
- همه پردهها بدرّان دل بسته را بپران هله ای تو اصل اصلم به تو است هم مطارم
G1624:12
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم·سر مست گفته باشد من از این خبر ندارم
- 2 شب و روز میبکوشم که برهنه را بپوشم·نه چنان دکان فروشم که دکان نو برآرم
- 3 علمی به دست مستی دو هزار مست با وی·به میان شهر گردان که خمار شهریارم
- 4 به چه میخ بندم آن را که فقاع از او گشاید·چه شکار گیرم آن جا که شکار آن شکارم
- 5 دهلی بدین عظیمی به گلیم درنگنجد·فر و نور مه بگوید که من اندر این غبارم
- 6 به سر مناره اشتر رود و فغان برآرد·که نهان شدم من این جا مکنید آشکارم
- 7 شتر است مرد عاشق سر آن مناره عشق است·که منارههاست فانی و ابدی است این منارم
- 8 تو پیازهای گل را به تک زمین نهان کن·به بهار سر برآرد که من آن قمرعذارم
- 9 سر خنب چون گشادی برسان وظیفهها را·به میان دور ما آ که غلام این دوارم
- 10 پی جیب توست این جا همه جیبها دریده·پی سیب توست ای جان که چو برگ بیقرارم
- 11 همه را به لطف جان کن همه را ز سر جوان کن·به شراب اختیاری که رباید اختیارم
- 12 همه پردهها بدرّان دل بسته را بپران·هله ای تو اصل اصلم به تو است هم مطارم
- 13 به خدا که روز نیکو ز بگه بدید باشد·که درآید آفتابش به وصال در کنارم
- 14 تو خموش تا قرنفل بکند حکایت گل·بر شاهدان گلشن چو رسید نوبهارم
ganjoor: sh1624 · public domain