ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1707› เบท 8 ← ก่อนหน้า
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۷۰۷
- کردم قران به مفخر تبریز شمس دین بیرون ز هر دو قرن قرانی خریدهام
G1707:8
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 چیزی مگو که گنج نهانی خریدهام·جان دادهام ولیک جهانی خریدهام
- 2 رویم چو زرگر است از او این سخن شنو·دادم قراضه زر و کانی خریدهام
- 3 از چشم ترک دوست چه تیری که خوردهام·وز طاق ابروش چه کمانی خریدهام
- 4 با خلق بسته بسته بگویم من این حدیث·با کس نگویم این ز فلانی خریدهام
- 5 هر چند بیزبان شده بودم چو ماهیی·دیدم شکرلبی و زبانی خریدهام
- 6 ناگاه چون درخت برستم میان باغ·زان باغ بینشانه نشانی خریدهام
- 7 گفتم میان باغ خود آن را میانه نیست·لیک از میان نیست میانی خریدهام
- 8 کردم قران به مفخر تبریز شمس دین·بیرون ز هر دو قرن قرانی خریدهام
ganjoor: sh1707 · public domain