ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1760› เบท 5 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۷۶۰
- که از آن دم که تو سفر کردی از حلاوت جدا شدیم چو موم
G1760:5
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 به خدایی که در ازل بودهست·حی و دانا و قادر و قیوم
- 2 نور او شمعهای عشق فروخت·تا بشد صد هزار سر معلوم
- 3 از یکی حکم او جهان پر شد·عاشق و عشق و حاکم و محکوم
- 4 در طلسمات شمس تبریزی·گشت گنج عجایبش مکتوم
- 5 که از آن دم که تو سفر کردی·از حلاوت جدا شدیم چو موم
- 6 همه شب همچو شمع می سوزیم·ز آتشش جفت وز انگبین محروم
- 7 در فراق جمال او ما را·جسم ویران و جان در او چون بوم
- 8 آن عنان را بدین طرف برتاب·زفت کن پیل عیش را خرطوم
- 9 بیحضورت سماع نیست حلال·همچو شیطان طرب شده مرحوم
- 10 یک غزل بیتو هیچ گفته نشد·تا رسید آن مشرفه مفهوم
- 11 بس به ذوق سماع نامه تو·غزلی پنج شش بشد منظوم
- 12 شام ما از تو صبح روشن باد·ای به تو فخر شام و ارمن و روم
ganjoor: sh1760 · public domain