ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1788› เบท 8 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۷۸۸
- کو صرفه و استیزهات بر نان و بر نان ریزهات کو طوق و کو آویزهات ای در شکافی سرنگون
G1788:8
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون·نک کش کشانت می برند انا الیه راجعون
- 2 تا کی زنی بر خانهها تو قفل با دندانهها·تا چند چینی دانهها، دام اجل کردت زبون
- 3 شد اسب و زین نقره گین، بر مرکب چوبین نشین·زین بر جنازه نِه ببین دستان این دنیای دون
- 4 برکن قبا و پیرهن تسلیم شو اندر کفن·بیرون شو از باغ و چمن ساکن شو اندر خاک و خون
- 5 دزدیده چشمک می زدی همراز خوبان می شدی·دستک زنان می آمدی کو یک نشان ز آنها کنون
- 6 ای کرده بر پاکان زنخ امروز بستندت زنخ·فرزند و اهل و خانهات از خانه کردندت برون
- 7 کو عشرت شبهای تو کو شکرین لبهای تو·کو آن نفس کز زیرکی بر ماه می خواندی فسون
- 8 کو صرفه و استیزهات بر نان و بر نان ریزهات·کو طوق و کو آویزهات ای در شکافی سرنگون
- 9 کو آن فضولیهای تو کو آن ملولیهای تو·کو آن نغولیهای تو در فعل و مکر ای ذوفنون
- 10 این باغ من آن خان من این آن من آن آن من·ای هر منت هفتاد من اکنون کهی از تو فزون
- 11 کو آن دم دولت زدن بر این و آن سبلت زدن·کو حملهها و مشت تو وان سرخ گشتن از جنون
- 12 هرگز شبی تا روز تو در توبه و در سوز تو·نابوده مهراندوز تو از خالق ریب المنون
- 13 امروز ضربتها خوری وز رفته حسرتها خوری·زان اعتقاد سرسری زان دین سست بیسکون
- 14 زان سست بودن در وفا بیگانه بودن با خدا·زان ماجرا با انبیا کاین چون بود ای خواجه چون
- 15 چون آینه باش ای عمو خوش بیزبان افسانه گو·زیرا که مستی کم شود چون ماجرا گردد شجون
ganjoor: sh1788 · public domain