ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1817 เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۸۱۷

  1. بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من

G1817:4

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من·وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من
  2. 2 قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من·وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من
  3. 3 واله و شیدا دل من بی‌سر و بی‌پا دل من·وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من
  4. 4 بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من·ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من
  5. 5 سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو·آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
  6. 6 گه چو کباب این دل من پر شده بویش به جهان·گه چو رباب این دل من کرده علالا دل من
  7. 7 زار و معاف است کنون غرق مصاف است کنون·بر کُهِ قاف است کنون در پی عنقا دل من
  8. 8 طفل دلم می نخورد شیر از این دایه شب·سینه سیه یافت مگر دایه شب را دل من
  9. 9 صخره موسی گر از او چشمه روان گشت چو جو·جوی روان حکمت حق صخره و خارا دل من
  10. 10 عیسی مریم به فلک رفت و فروماند خرش·من به زمین ماندم و شد جانب بالا دل من
  11. 11 بس کن کاین گفت زبان هست حجاب دل و جان·کاش نبودی ز زبان واقف و دانا دل من

ganjoor: sh1817 · public domain