ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1829› เบท 9 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۸۲۹
- مست منی و پست من عاشق و می پرست من برخورد او ز دست من هر کی کشید بار من
G1829:9
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من·هیچ مباش یک نفس غایب از این کنار من
- 2 نور دو دیده منی دور مشو ز چشم من·شعله سینه منی کم مکن از شرار من
- 3 یار من و حریف من خوب من و لطیف من·چست من و ظریف من باغ من و بهار من
- 4 ای تن من خراب تو دیده من سحاب تو·ذره آفتاب تو این دل بیقرار من
- 5 لب بگشا و مشکلم حل کن و شاد کن دلم·کآخر تا کجا رسد پنج و شش قمار من
- 6 تا که چه زاید این شب حامله از برای من·تا به کجا کشد بگو مستی بیخمار من
- 7 تا چه عمل کند عجب شکر من و سپاس من·تا چه اثر کند عجب ناله و زینهار من
- 8 گفت خنک تو را که تو در غم ما شدی دوتو·کار تو راست در جهان ای بگزیده کار من
- 9 مست منی و پست من عاشق و می پرست من·برخورد او ز دست من هر کی کشید بار من
- 10 رو که تو راست کر و فر مجلس عیش نه ز سر·زانک نظر دهد نظر عاقبت انتظار من
- 11 گفتم وانما که چون زنده کنی تو مرده را·زنده کن این تن مرا از پی اعتبار من
- 12 مردهتر از تنم مجو زنده کنش به نور هو·تا همه جان شود تنم این تن جان سپار من
- 13 گفت ز من نه بارها دیدهای اعتبارها·بر تو یقین نشد عجب قدرت و کاربار من
- 14 گفتم دید دل ولی سیر کجا شود دلی·از لطف و عجایبت ای شه و شهریار من
- 15 عشق کشید در زمان گوش مرا به گوشهای·خواند فسون فسون او دام دل شکار من
- 16 جان ز فسون او چه شد دم مزن و مگو چه شد·ور بچخی تو نیستی محرم و رازدار من
ganjoor: sh1829 · public domain