ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1846› เบท 3 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۸۴۶
- مرو زین خانه ای مجنون که خون گریی ز هجران خون چو دستی را فروبُرّی عجایب نیست خون رفتن
G1846:3
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن·می چون ارغوان هشتن ز بانگ ارغنون رفتن
- 2 برون زرق است یا استم هزاران بار دیدهستم·از این پس ابلهی باشد برای آزمون رفتن
- 3 مرو زین خانه ای مجنون که خون گریی ز هجران خون·چو دستی را فروبُرّی عجایب نیست خون رفتن
- 4 ز شمع آموز ای خواجه میان گریه خندیدن·ز چشم آموز ای زیرک به هنگام سکون رفتن
- 5 اگر باشد تو را روزی ز استادان بیاموزی·چو مرغ جان معصومان به چرخ نیلگون رفتن
- 6 بیا ای جان که وقتت خوش چو استن بار ما میکش·که تا صبرت بیاموزد به سقف بیستون رفتن
- 7 فسون عیسی مریم نکرد از درد عاشق کم·وظیفه درد دل نبود به دارو و فسون رفتن
- 8 چو طاسی سرنگون گردد رود آنچ در او باشد·ولی سودا نمیتاند ز کاسه سر نگون رفتن
- 9 اگر پاکی و ناپاکی مرو زین خانه ای زاکی·گناهی نیست در عالم تو را ای بنده چون رفتن
- 10 توی شیر اندر این درگه عدوِ راه تو روبه·بود بر شیر بدنامی از این چالش زبون رفتن
- 11 چو نازی میکشی باری بیا ناز چنین شه کش·که بس بداختری باشد به زیر چرخ دون رفتن
- 12 ز دانشها بشویم دل ز خود خود را کنم غافل·که سوی دلبر مقبل نشاید ذوفنون رفتن
- 13 شناسد جان مجنونان که این جان است قشر جان·بباید بهر این دانش ز دانش در جنون رفتن
- 14 کسی کو دم زند بیدم مباح او راست غواصی·کسی کو کم زند در کم رسد او را فزون رفتن
- 15 رها کن تا بگوید او خموشی گیر و توبه جو·که آن دلدار خو دارد به سوی تایبون رفتن
ganjoor: sh1846 · public domain