ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 185 เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۸۵

  1. ماهت چگونه خوانم مه رنج دق دارد سروت اگر بخوانم آن راستست الا

G185:7

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا·هر ذره خاک ما را آورد در علالا
  2. 2 سینه شکاف گشته دل عشق باف گشته·چون شیشه صاف گشته از جام حق تعالی
  3. 3 اشکوفه‌ها شکفته وز چشم بد نهفته·غیرت مرا بگفته می خور دهان میالا
  4. 4 ای جان چو رو نمودی جان و دلم ربودی·چون مشتری تو بودی قیمت گرفت کالا
  5. 5 ابرت نبات بارد جورت حیات آرد·درد تو خوش گوارد تو درد را مپالا
  6. 6 ای عشق با توستم وز باده تو مستم·وز تو بلند و پستم وقت دنا تدلی
  7. 7 ماهت چگونه خوانم مه رنج دق دارد·سروت اگر بخوانم آن راستست الا
  8. 8 سرو احتراق دارد مه هم محاق دارد·جز اصل اصل جان‌ها اصلی ندارد اصلا
  9. 9 خورشید را کسوفی مه را بود خسوفی·گر تو خلیل وقتی این هر دو را بگو لا
  10. 10 گویند جمله یاران باطل شدند و مردند·باطل نگردد آن کاو بر حق کند تولا
  11. 11 این خنده‌های خلقان برقی‌ست دُم بریده·جز خنده‌ای که باشد در جان ز رب اعلا
  12. 12 آب حیات‌، حق است وان کاو گریخت در حق·هم روح شد غلامش‌، هم روح‌ِ قدس‌، لالا

ganjoor: sh185 · public domain