ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1880 เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۸۸۰

  1. آن چرخ فرومانده کآبش بنگرداند این چرخ چه می داند کز چیست ورا تسکین

G1880:6

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین·با زنگیکان امشب در عشرت جان بنشین
  2. 2 خلقان همه خوش خفته عشاق درآشفته·اسرار به هم گفته شاباش زهی آیین
  3. 3 یاران بشوریده با جان بسوزیده·بگشاده دل و دیده در شاهد بی‌کابین
  4. 4 چون عشق تو رامم شد این عشق حرامم شد·چون زلف تو دامم شد شب گشت مرا مشکین
  5. 5 شد زنگی شب مستی دستی همگان دستی·در دیده هر هستی از دیده زنگی بین
  6. 6 آن چرخ فرومانده کآبش بنگرداند·این چرخ چه می داند کز چیست ورا تسکین
  7. 7 می گردد آن مسکین نی مهر در او نی کین·که کندن آن فرهاد از چیست جز از شیرین
  8. 8 شه هندوی بنگی را آن مایه شنگی را·آن خسرو زنگی را کرد حشری بر چین
  9. 9 شمعی تو برافروزی شمس الحق تبریزی·تا هندوی شب سوزی از روی چو صد پروین

ganjoor: sh1880 · public domain