ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1890 เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۸۹۰

  1. دشتی که چراگاه شکاران تو باشد شیران بنیارند در آن دست چریدن

G1890:4

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 با روی تو کفر است به معنی نگریدن·یا باغ صفا را به یکی تره خریدن
  2. 2 با پر تو مرغان ضمیر دل ما را·در جنت فردوس حرام است پریدن
  3. 3 اندر فلک عشق هر آن مه که بتابد·آن ابر تو است ای مه و فرض است دریدن
  4. 4 دشتی که چراگاه شکاران تو باشد·شیران بنیارند در آن دست چریدن
  5. 5 هر عشق که از آتش حسن تو نخیزد·آن عشق حرام است و صلای فسریدن
  6. 6 در باطن من جان من از غیر تو ببرید·محسوس شنیدم من آواز بریدن
  7. 7 در خواب شود غافل از این دولت بیدار·از پوست چه شیره بودت در فشریدن
  8. 8 رنجور شقاوت چو بیفتاد به یاسین·لاحول بود چاره و انگشت گزیدن
  9. 9 جز عشق خداوندی شمس الحق تبریز·آن موی بصر باشد باید ستریدن

ganjoor: sh1890 · public domain