ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1905› เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۹۰۵
- وگر بیدار کردت زلف درهم خیال و خواب درهم را رها کن
G1905:6
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 اگر تو عاشقی غم را رها کن·عروسی بین و ماتم را رها کن
- 2 تو دریا باش و کشتی را برانداز·تو عالم باش و عالم را رها کن
- 3 چو آدم توبه کن وارو به جنت·چه و زندان آدم را رها کن
- 4 برآ بر چرخ چون عیسی مریم·خر عیسی مریم را رها کن
- 5 وگر در عشق یوسف کف بریدی·همو را گیر و مرهم را رها کن
- 6 وگر بیدار کردت زلف درهم·خیال و خواب درهم را رها کن
- 7 نفخت فیه من روحی رسیدهست·غم بیش و غم کم را رها کن
- 8 مسلم کن دل از هستی مسلم·امید نامسلم را رها کن
- 9 بگیر ای شیرزاده خوی شیران·سگان نامعلم را رها کن
- 10 حریصان را جگرخون بین و گرگین·گر و ناسور محکم را رها کن
- 11 بر آن آرد تو را حرص چو آزر·که ابراهیم ادهم را رها کن
- 12 خمش زان نوع کوته کن سخن را·که الله گو اعلم را رها کن
- 13 چو طالع گشت شمس الدین تبریز·جهان تنگ مظلم را رها کن
ganjoor: sh1905 · public domain