ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1911› เบท 3 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۹۱۱
- ز خارشهای دل ار پاک گردی ز دل یابی حلاوتهای والتین
G1911:3
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 تو را پندی دهم ای طالب دین·یکی پندی دلاویزی خوش آیین
- 2 مشین غافل به پهلوی حریصان·که جان گرگین شود از جان گرگین
- 3 ز خارشهای دل ار پاک گردی·ز دل یابی حلاوتهای والتین
- 4 بجوشند از درون دل عروسان·چو مرد حق شوی ای مرد عنین
- 5 ز چشمه چشم پریان سر برآرند·چو ماه و زهره و خورشید و پروین
- 6 بنوش این را که تلقینهای عشق است·که سودت کم کند در گور تلقین
- 7 به احسان زر به خوبان آن چنان ده·که نفریبند زشتانت به تحسین
- 8 نمیخواهند خوبان جز ممیز·بمفریبان تو ایشان را به کابین
- 9 ز تو آن گلرخان را ننگ آید·چو بفروشی تو سرگی را به سرگین
- 10 ز سنگ آسیا زیرین حمول است·نه قیمت بیش دارد سنگ زیرین
- 11 میان سنگها آن بیش ارزد·که افزون خورده باشد زخم میتین
- 12 ز اشکست تجلی فضل دارد·میان کوهها آن طور سینین
- 13 خمش کن صبر کن تمکین تو کو·که را ماند ز دست عشق تمکین
ganjoor: sh1911 · public domain