ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1935› เบท 7 ← ก่อนหน้า
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۹۳۵
- مرغ جان را عشق گوید میل داری در قفس مرغ گوید من تو را خواهم قفس را بردران
G1935:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان·گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان
- 2 از درون سو آشنا و از برون بیگانه رو·این چنین پرمهر دشمن من ندیدم در جهان
- 3 چونک دلبر خشم گیرد عشق او می گویدم·عاشق ناشی مباش و رو مگردان هان و هان
- 4 راست ماند تلخی دلبر به تلخی شراب·سازوار اندر مزاج و تلخ تلخ اندر زبان
- 5 پیش او مردن به هر دم از شکر شیرینتر است·مرده داند این سخن را تو مپرس از زندگان
- 6 شاد روزی کاین غزل را من بخوانم پیش عشق·سجده آرم بر زمین و جان سپارم در زمان
- 7 مرغ جان را عشق گوید میل داری در قفس·مرغ گوید من تو را خواهم قفس را بردران
ganjoor: sh1935 · public domain