ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1962 เบท 1 ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۹۶۲

  1. یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من بر کنار چشمه خفته در میان نسترن

G1962:1

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من·بر کنار چشمه خفته در میان نسترن
  2. 2 حلقه کرده دست بسته حوریان بر گرد او·از یکی سو لاله زار و از یکی سو یاسمن
  3. 3 باد می زد نرم نرمک بر کنار زلف او·بوی مشک و بوی عنبر می رسید از هر شکن
  4. 4 مست شد باد و ربود آن زلف را از روی یار·چون چراغ روشنی کز وی تو برگیری لگن
  5. 5 ز اول این خواب گفتم من که هم آهسته باش·صبر کن تا باخود آیم یک زمان تو دم مزن

ganjoor: sh1962 · public domain