ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1987› เบท 8 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۹۸۷
- چو رسید ماه روزه نه ز کاسه گو نه کوزه پس از این نشاط و مستی ز صراحی ابد کن
G1987:8
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن·چو حریف نیک داری تو به ترک نیک و بد کن
- 2 منگر که کیست گریان ز جفا و کیست عریان·نه وصی آدمی تو بنشین و کار خود کن
- 3 نظری به سوی می کن به نوای چنگ و نی کن·نظری دگر به سوی رخ یار سروقد کن
- 4 شکرت چو آرزو شد ز لب شکرفروشش·چو عباس دبس زودتر ز شکرفروش کدکن
- 5 نه که کودکم که میلم به مویز و جوز باشد·تو مویز و جوز خود را بستان در آن سبد کن
- 6 شکر خوش تبرزد که هزار جان به ارزد·حسد ار کنی تو باری پی آن شکر حسد کن
- 7 به بت شکرفشان شو ز لبش شکرستان شو·جهت قران ماهش چو منجمان رصد کن
- 8 چو رسید ماه روزه نه ز کاسه گو نه کوزه·پس از این نشاط و مستی ز صراحی ابد کن
- 9 به سماع و طوی بنشین به میان کوی بنشین·که کسی خورت نبیند طرب از می احد کن
- 10 چو عروس جان ز مستی برسد به کوی هستی·خورشش از این طبق ده تتقش هم از خرد کن
- 11 ز سخن ملول گشتی که کسیت نیست محرم·سبک آینه بیان را تو بگیر و در نمد کن
ganjoor: sh1987 · public domain