ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1988› เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۹۸۸
- چه خوشیهای نهان است در آن درد و غمش که رمیدند ز دارو همه درمان طلبان
G1988:4
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان·که شد ادریسش قیماز و سلیمان به لبان
- 2 به شکرخانه او رفته به سر لب شکران·مانده اندر عجبش خیره همه بوالعجبان
- 3 خبر افتاد که گرگی طمع یوسف کرد·همه گرگان شده از خجلت این گرگ شبان
- 4 چه خوشیهای نهان است در آن درد و غمش·که رمیدند ز دارو همه درمان طلبان
- 5 بس بود هستی او مایه هر نیست شده·بس بود مستی او عذر همه بیادبان
- 6 عارف از ورزش اسباب بدان کاهل شد·که همان بیسببی شد سبب بیسببان
- 7 خیز کامروز ز اقبال و سعادت باری·طرب اندر طرب است از مدد بوطربان
- 8 من بر آن بودم کز جان و دل تفسیده·بازگویی صفت عشق به روزان و شبان
- 9 شمس تبریزی مرا دوش همیگفت خموش·چون تو را عشق لب ماست نگهدار زبان
ganjoor: sh1988 · public domain