ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2030› เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۰۳۰
- گفتی شدم پریشان از مفلسی یاران بگشا دو لب جهان را پردر و پرگهر کن
G2030:6
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن·گفتی خوشی تو بیما زین طعنهها گذر کن
- 2 گفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت·کس بیتو خوش نباشد رو قصه دگر کن
- 3 گفتی ملول گشتم از عشق چند گویی·آن کس که نیست عاشق گو قصه مختصر کن
- 4 در آتشم در آبم چون محرمینیابم·کنجی روم که یا رب این تیغ را سپر کن
- 5 گستاخمان تو کردی گفتی تو روز اول·حاجت بخواه از ما وز درد ما خبر کن
- 6 گفتی شدم پریشان از مفلسی یاران·بگشا دو لب جهان را پردر و پرگهر کن
- 7 گفتی کمر به خدمت بربند تو به حرمت·بگشا دو دست رحمت بر گرد من کمر کن
ganjoor: sh2030 · public domain