ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2037› เบท 8 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۰۳۷
- چون حق تو را بخواند سوی خودت کشاند چون جنت است رفتن چون کوثر است مردن
G2037:8
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 چون جان تو میستانی چون شکر است مردن·با تو ز جان شیرین شیرینتر است مردن
- 2 بردار این طبق را زیرا خلیل حق را·باغ است و آب حیوان گر آذر است مردن
- 3 این سر نشان مردن و آن سر نشان زادن·زان سر کسی نمیرد نی زین سر است مردن
- 4 بگذار جسم و جان شو رقصان بدان جهان شو·مگریز اگر چه حالی شور و شر است مردن
- 5 والله به ذات پاکش نه چرخ گشت خاکش·با قند وصل همچون حلواگر است مردن
- 6 از جان چرا گریزیم جان است جان سپردن·وز کان چرا گریزیم کان زر است مردن
- 7 چون زین قفس برستی در گلشن است مسکن·چون این صدف شکستی چون گوهر است مردن
- 8 چون حق تو را بخواند سوی خودت کشاند·چون جنت است رفتن چون کوثر است مردن
- 9 مرگ آینهست و حسنت در آینه درآمد·آیینه بربگوید خوش منظر است مردن
- 10 گر مؤمنی و شیرین هم مؤمن است مرگت·ور کافری و تلخی هم کافر است مردن
- 11 گر یوسفی و خوبی آیینهات چنان است·ور نی در آن نمایش هم مضطر است مردن
- 12 خامش که خوش زبانی چون خضر جاودانی·کز آب زندگانی کور و کر است مردن
ganjoor: sh2037 · public domain