ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2041› เบท 8 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۰۴۱
- صد ننگ و نام هشته با عقل خصم گشته بر مغزها دویده صهبا که همچنین کن
G2041:8
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن·میسوخت و پر همیزد بر جا که همچنین کن
- 2 شمع و فتیله بسته با گردن شکسته·میگفت نرم نرمک با ما که همچنین کن
- 3 مومی که میگدازد با سوز می بسازد·در تف و تاب داده خود را که همچنین کن
- 4 گر سیم و زر فشانی در سود این جهانی·سودت ندارد آنها الا که همچنین کن
- 5 دامان پر ز گوهر کرد و نشست بر سر·وز رشک تلخ گشته دریا که همچنین کن
- 6 از نیک و بد بریده وز دامها پریده·بر کوه قاف رفته عنقا که همچنین کن
- 7 رخساره پاک کرده دراعه چاک کرده·با خار صبر کرده گلها که همچنین کن
- 8 صد ننگ و نام هشته با عقل خصم گشته·بر مغزها دویده صهبا که همچنین کن
- 9 خالی شدهست و ساده نُه چشم برگشاده·لب بر لبش نهاده سرنا که همچنین کن
- 10 چل سال چشم آدم در عذر داشت ماتم·گفته به کودکانش بابا که همچنین کن
- 11 خاموش باش و صابر عبرت بگیر آخر·خامش شدهست و گریان خارا که همچنین کن
- 12 تبریز شمس دین را بین کز ضیای جانی·پر کرده از جلالت صحرا که همچنین کن
ganjoor: sh2041 · public domain