ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 208 เบท 5 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۰۸

  1. گه به فسوس او مرا گوید کنجی نشین چونک نشینم به کنج خود به درآرد مرا

G208:5

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 از جهت ره زدن راه درآرد مرا·تا به کف رهزنان بازسپارد مرا
  2. 2 آنک زند هر دمی راه دو صد قافله·من چه زنم پیش او او به چه آرد مرا
  3. 3 من سر و پا گم کنم دل ز جهان برکنم·گر نفسی او به لطف سر بنخارد مرا
  4. 4 او ره خوش می‌زند رقص بر آن می‌کنم·هر دم بازی نو عشق برآرد مرا
  5. 5 گه به فسوس او مرا گوید کنجی نشین·چونک نشینم به کنج خود به درآرد مرا
  6. 6 ز اول امروزم او می‌بپراند چو باز·تا که چه گیرد به من بر کی گمارد مرا
  7. 7 همت من همچو رعد نکته من همچو ابر·قطره چکد ز ابر من چون بفشارد مرا
  8. 8 ابر من از بامداد دارد از آن بحر داد·تا که ز رعد و ز باد بر کی ببارد مرا
  9. 9 چونک ببارد مرا یاوه ندارد مرا·در کف صد گون نبات بازگذارد مرا

ganjoor: sh208 · public domain